تبلیغات
وطنیم ایران.آنا یوردوم آذربایجـــــــان www.moran.ir - مطالب افسانه های آذربایجان
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
ای تانریم بو اوشاق قیزیل اولسون !
 ای تانریم بو اوشاق قیزیل اولسون !
موهندس
حسن راشدی  28/12/1391

http://www.yurddash.arzublog.com/post-32384.html
یئنی ایل بایرامی و باهار بارامی ایله باغلی آذربایجانین چئشتلی كند و شهرلرینده  اؤزل مراسیملر و اینانجلار وار ، بو اینانجلارین بیر بؤلومو افسانه‌وی اینانجلاردیر .
بو افسانه‌وی اینانجلاردان بیری و اردبیل – گئرمی – موغان منطقه لرینده مشهور اولانلاردن ، ایل تحویل اولان زامان «‌ كؤرپه اوشاغین قیزیل اولما » افسانه سی‌دیر كی ، من اونو اوشاقلیق چاغلاریندا ائشیدیب دوغرو بیر حادثه كیمی ساندیغیمدان ایندی‌ده اونون تصویری ذهنیمدن سیلینمه ییب .
 
  «‌ كؤرپه اوشاغین قیزیل اولماسی! »

« دئییرلر ، كؤهنه ایل قورتاریب یئنی ایل تحویل اولان زامان ، ائولرین قاباغیندا ، ‌باغچالاردا ، باغلاردا و هر یئرده اولان بوتون آغاجلار ایل تحویلی زامانی بیر نئچه ثانیه ایچینده باشلارینی اگیب یئره ووروب یئنی‌دن قالدیرارلار ؛ آمما بو اتفاق هر كسین گؤزونه گؤرونمَز ،‌ بئله بیر حادثه بیر كیمسه‌نین گؤزونه گؤرونَرسه و آغاجلار باشلارینی یئره ووروب قالدیران ثانیه لری گؤرَرسه ، او ثانیه‌لرین ایچینده او آدام هر بیر شئیی آغاجین آیاغینا آتیب آللاه‌دان ایستَرسه آللاه اونو وئرَر


آردینی ادامه مطلبده اوخو


ادامه مطلب

فرهاد(شیرین و فرهاد) در افسانه های آذربایجان
 فرهاد(شیرین و فرهاد) در افسانه های آذربایجان


فرورتیش(فرهاد) از اهالی ماد بود و قصد داشت تا استقلال از دست رفته مادیها را دیگر بار احیا کند.ازآنجا که آمال استقلال طلبانه وی، خواست و آرزوی قلبی توده های وسیع مردم مرکزی و ماننا بود ، لذا آنان با همه وجود تا پایان در کنار فرورتیش ماندند و علیه پارسیان مبارزه کردند و پس از آن که این عیان به خون کشیده شد ، همین آمال  و مهر و دوستی نسبت به رهبر قیام ، در دل و جان مردم لانه کرد و او چون قهرمانی جاوید در افسانه ها  ، داستانهای حماسی ، حکایات ، و در یک کلام در ادبیات شفاهی و فولکولور مردم – اگرچه ماهیت موضوع داستانهای مزبور دگرگون شد- انعکاس یافته و جاوید گشت.

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه مطلب

كوراوغلی قهرمان حماسی آذربایجان و ملت های تورک
 كوراوغلی قهرمان حماسی آذربایجان و ملت های تورک

كوراوغلی یاكوراوغلو

  قهرمان حماسی  میان اهالی آذربایجان است که با قیامش بر ضد فئودالیسم و شیوهٔ ارباب و رعیتی نامی ماندگار در میان مردم آذربایجان و بسیاری از كشورهای جهان از خود به جا گذاشت.

باعث این قیام مهتری سالخورده به نام علی ملقب به علی كیشی است. وی پسری موسوم به روشن (كوراوغلو) دارد و خود، مهتر خان بزرگ و حشم‌داری است به نام حسن خان. روایت كوراوغلی در جغرافیای وسیعی از اروپای شرقی تا قفقاز، ایران، افغانستان، آسیای مركزی و جنوب سیبری و برخی نقاط دیگر گسترده است. در این جغرافیای وسیع، روایت كوراوغلی در قالب نمونه‌های آذربایجانی، قفقازی، آناتولی، ارمنی، گرجی، ازبكی، تركمنی، خراسانی، قشقایی و حتی توبولها یا گروههای تاتار در سیبری سروده شده است.

وجه تسمیهٔ کوراوغلو
حسن خان بر سر اتفاقی بسیار جزئی كه آن را توهینی سخت نسبت به خود تلقی می‌كند، دستور می‌دهد چشمان علی كیشی مهتر خود را درآورند و وی را کور کنند. پس از این واقعهٔ تلخ، روشن پسر علی كیشی لقب كوراوغلو به خود می‌گیرد. كوراوغلو به ترکی یعنی کورزاده یا پسر مرد کور. برخی دیگر وجه تسمیهٔ آن را به گووراوغلو یعنی زادهٔ پهلوان جنگجو می‌دانند. همچنانكه كوراوغلی در زبان تركمنی، گوراوغلو تلفظ می‌شود.

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب

داستان عباس و گلگز
داستان عباس و گلگز
حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان

در شهر توفارقان* خواجه ماجیلی بود كه از جلال و ثروت چیزی كم نداشت و فرزندش عباس را نیز چنان هوش و فراستی بود كه از هر انگشت اش هزار هنر می‌بارید. اما فلك كج مدار، با او نساخت و روزی دید كه مرگ بر بالین‌اش نشسته و شمع حیاتش به بازی نسیمی خاموش خواهد شد. خواجه ماجیل فرزندش را به حضور فراخواند و گفت:«روزگاری در سفر استانبول، كولی طالع بینی دیدم كه وقتی چشم به كف دستان من دوخت او را چنان حیرتی فرا گرفت كه برای لحظه‌ای خاموش شد و چون سخن به زبان گشود گفت كه زمانه ی بد عهد، بر لب بحر فنا منتظر توست و اما كوكبی در حیات‌ات چنان نورافشانی می‌كند كه تا زمین و زمان هست فروغ او نیز خواهد درخشید. چون كنجكاوم كرد و مشتی زر ستاند او از تو حرف زد و این‌كه هرچه از مال و متاع دنیا دارم و خواهم داشت برای كسبِ فیض تو از محضر عالمان و عارفان از هیچ چیزی كوتاهی نكنم.»

اثر : علیرضا ذیحق

منبع:مجله ی اینترنتی فرهنگ و ادب (مارال)maral65.blogfa.com

*- توفارقان همان آذرشهر امروزی است و تا جایی که من شنیدم مدفن عاشیق عباس توفارقانلی نیز در آذرشهر است.

برای مشاهده کامل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب

داستان اصلی و کرم
 داستان اصلی و کرم

خلاصه‌ داستان اصلی و کرم

کشش معجزه وار عشق، همچنین گرایش طبیعی وقلبی انسان به محبت ودوستی واشتراک همه انسان ها در این مسأله آن را درهمه قرون وادوار تازه ونامکرّر ساخته است.

یک قصّه بیش نیست غم عشق

وین عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است


در زمان‌های خیلی قدیم، حاکمی در سرزمینی حکم می‌راند به نام زیادخان و وزیری داشت به نام قاراملیک
سرزمینی که اینها حکم می راندند بیکران و بی‌حدومرز بود هیچ غم و غصّه‌ای در آن دیار نبود جز اینکه هر دو صاحب فرزند نمی‌شدند
.....

برای مشاهده کامل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب

داستان سارای
داستان سارای
شرف ؛ پاكدامنی و آزادگی مهمترین عناصر شخصیتی یك دختر ترك آذربایجانی را تشكیل می دهند. این پاكدامنی و آزادگی نمودهای بسیار زیبایی در فولكلور و فرهنگ آذربایجان داشته است . یكی از اوج های بروز شرافت را می توان داستان «سارای» نامید. 
«یكی بود یكی نبود، زیر گنبدكبود، در دشت پهناور مغان، ایلی زندگی می كردند كه روزگارشان با كشاورزی و دامداری می گذشت. عصر، عصر ظلم بود و دوره، دوره خان خاناتی... اهالی ده مجبور بودند كه بیشتر محصولات كشاورزی شونو به خان بدن، آخه زمینها همه مال خان بود و كشاورزها فقط مقداری از درآمدشون رو به عنوان حق الزحمه كارشون برمی داشتن.
در این ده، كشاورزی زندگی می كرد به اسم سلطان كه دختری زیبا و مهربون داشت؛ دختری كه هركس اونو می دید با خود می گفت كاش می دونستم كه خداوند این دختر زیبا رو قسمت كدوم مرد خوشبختی می كنه؟»
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

معرفی رقص ساری گلین و ویدیوهای این رقص
معرفی رقص ساری گلین و ویدیوهای این رقص

ساری گلین به زبان ترکی عروس زرد یا عروس موطلائی است. ساری گلین در افسانه های اقوام ترک مثل آذربایجانی ها وترکمن ها بسیار معروف است. داستان از این قرار است که عروس موطلائی یا همانساری گلین دزدیده شده و ترانه ساری گلین در حسرتش سروده شده است. این ترانه بسیار زیبا

 و ماندگار است.

رقص ساری گلین در ریتم ۴*۳ اجرا می شود و با توجه به مطالبی هم که در بالا ذکر شد حزن و اندوه خاصی در خود دارد. این رقصاکثرا توسط خانم ها اجرا می شود.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

كوراوغلی قهرمان حماسی آذربایجان و ملت های تورک
كوراوغلی قهرمان حماسی آذربایجان و ملت های تورک

كوراوغلی یاكوراوغلو

  قهرمان حماسی  میان اهالی آذربایجان است که با قیامش بر ضد فئودالیسم و شیوهٔ ارباب و رعیتی نامی ماندگار در میان مردم آذربایجان و بسیاری از كشورهای جهان از خود به جا گذاشت.

باعث این قیام مهتری سالخورده به نام علی ملقب به علی كیشی است. وی پسری موسوم به روشن (كوراوغلو) دارد و خود، مهتر خان بزرگ و حشم‌داری است به نام حسن خان. روایت كوراوغلی در جغرافیای وسیعی از اروپای شرقی تا قفقاز، ایران، افغانستان، آسیای مركزی و جنوب سیبری و برخی نقاط دیگر گسترده است. در این جغرافیای وسیع، روایت كوراوغلی در قالب نمونه‌های آذربایجانی، قفقازی، آناتولی، ارمنی، گرجی، ازبكی، تركمنی، خراسانی، قشقایی و حتی توبولها یا گروههای تاتار در سیبری سروده شده است.

وجه تسمیهٔ کوراوغلو
حسن خان بر سر اتفاقی بسیار جزئی كه آن را توهینی سخت نسبت به خود تلقی می‌كند، دستور می‌دهد چشمان علی كیشی مهتر خود را درآورند و وی را کور کنند. پس از این واقعهٔ تلخ، روشن پسر علی كیشی لقب كوراوغلو به خود می‌گیرد. كوراوغلو به ترکی یعنی کورزاده یا پسر مرد کور. برخی دیگر وجه تسمیهٔ آن را به گووراوغلو یعنی زادهٔ پهلوان جنگجو می‌دانند. همچنانكه كوراوغلی در زبان تركمنی، گوراوغلو تلفظ می‌شود.

ادامه مطلب

ساری گلین
 ساری گلین
ساری گلین (به ترکی آذربایجانی: Sarı gəlin) (از لحاظ لغوی در ترکی آذربایجانی یعنی عروس
 زرد یا عروس موطلایی که در افسانه‌های آذربایجان اشاره به خورشید است) یکی از تصنیف‌های
 فولکلور آذربایجان است. براساس افسانه، خورشید در سه هزارمین سال خلقت دزدیده
 می‌شود.تلاش برای آزادی خورشید و حسرت آن در موسیقی آذربایجانی ماتریالیزه شده‌است.
برای ساری گلین در آذربایجان رقص زیبایی وجود دارد که حرکات آن حس تمنا و خواستن را در
 انسان زنده می‌کند. دست‌ها به سمت آسمان باز می‌شود و با ملودی نرم ۴/۳ حرکات پا و دست 
انجام می‌شود.

ادامه مطلب